نگاه كلي:نام Driver را همه مي شناسند و حتي تاريختش را حفظ اند و طرفدارهاي خاص خود را دارد، اصلاً بعضي ها با اين بازي بزرگ شده اند و خاطرات خوشي از اين بازي دارند بنابراين توضيح اين بازي كمي دشوار است. اميدوارم كه توضيحات شما را راضي كند.
سبك: اكشن اتومبيل راني
سيستم: PSP
سازنده: Reflections
ناشر: Atari
توضيحات:سري بازي هاي درايور مانند خط توليد اتومبيلي شده كه مدل به مدل و نسخه به نسخه پسرفت مي كند. كنترل ضعيف، بخش كند و غير جذاب در خارج از اتومبيل، محدود تر شدن آزادي عمل بازيكن در بازي و ...
سياستي كه اين سري از نسخه Driver 3 در سال 2004 پيش گرفت، الگو برداري از ايده هاي موفق Rock star در بازي بود. سياستي كه در آن زمان تا حدي نيز براي بازي موفقيت به همراه داشت. اما اين قضيه اداي GTA را در آوردن كه اتفاقاً به يك بيماري همه گير در ميان سازندگان بازي هاي كامپيوتري تبديل شده، كم كم به ماهيت بازي درايور نيز لطمه زده و ديگر مزيتي نيز براي آن محسوب نمي شود.اين بازي دوست داشتني باز هم به سرازيري افتاده و باز هم نيازمند يك تحول اساسي براي ادامه حيات موفقيت آميز خود بوده است.
بازي Driver 76 ادامه نسخه نسبتاً موفق قبلي يعني Driver:parallines است كه علاقه مندان بازي را كم كم به رونق دوباره نام آن اميدوار كرده بود. سازندگان بازي يعني Ubisoft,Sumo Digital نيز با ادامه كار و ارائه Driver 76 تلاش كرده اند قدم ديگري رو به جلو بردارند، اما متاسفانه اين نسخه portable براي PSP بيشتر يادآور همه نقاط ضعفي است كه درايور پيش از اين از آنها ضربه خورده بود.شايد انتظار ما از اين بازي بي جهت بالا است. اما كدام يك از كساني كه از نسخه اول درايور را بازي كرده اند، مي توانند اين نام را روي يك بازي معمولي بپذيرند؟ بازي اي كه با كنترل عالي و گرافيك فوق العاده نسبت به زمان خود تا مدتها بدون رقيب در دل بازيكنان جا گرفته بود. به هر حال اگر جزء كساني هستيد كه parallines را بازي كرده ايد، در نسخه جديد مي توانيد آن داستان را دنبال كرده و اطلاعات مشترك زيادي بين داستان دو بازي پيدا كنيد. اگر حدس مي زنيد كه اين بازي درباره ي شخصيت هاي فرعي نسخه قبلي يعني Ray و Pimp و يا Slink است،احتمالاً پيشگوي خوبي خواهيد شد!
بايد به دو سال پيش از داستان قبلي بر گرديد. محور داستان ظهور Ray به عنوان يك راننده در خيابانهاي شهر نيويورك است. او به رقابت در خيابان ها پرداخته و در گير مشكلاتي مي شود. گره اصلي داستان هم علاقه مند شدن او به Chen_Chi دختر جناب Zhou است. Ray به خوبي مي داند در موقيتي نيست كه Zhou او لايق دخترش بداند و تلاش مي كند به پول و قدرت بيشتري در ميان گروه هاي گانگستر برسد. او براي رسيدن به هدف بايد خيابانهاي نيويورك و نيوجرسي را زير پا گذاشته و ماموريت هاي مختلفي را به انجام برساند. براي انجام ماموريت ها قرار نيست پشت فرمان نشسته و در شهر گشت بزنيد و دنبال مراحل بگرديد. پيش از هر مرحله در يك نقشه اطلاعات لازم براي انجام آن مرحله در اختيار شما قرار داده خواهد شد. بعضي مراحل بسيار ساده هستند.مثلاً بايد در زمان تعيين شده خود را به نقاط خاصي برسانيد.البته در تعدادي ديگر قضيه به همين سادگي نيست و به طور مثال بايد گانگستر ها را دنبال خود كشانده و به سمت قرارگاه پليس ببريد و با ايجاد درگيري بين دو طرف خودتان را نجات دهيد. در كنار انجام ماموريت اصلي بايد يك چشمتان هم به Heat meter كاراكتر دور نقشه پايين صفحه هم باشد كه قرار است شما را با خبر كند كه نيروهاي پليس در تعقيب شما هستند يا خير.
مي گوييم قرار است چون در واقع نيروهاي پليس در بازي يكي از فجايع هوش مصنوعي در نوع خود به شمار مي روند.براي اينكه پليس ها لطف كنند و تصميم بگيرند شما را تعقيب كنند، بايد به معناي دقيق كلمه خلاف تابلو درست جلوي چشم ايشان انجام دهيد، مثل يك تصادف شديد يا بستن رگبار گلوله به افراد. به عبارت ديگر سرعت غير مجاز،آرتيست بازي پشت فرمان يا برخورد با در و ديوار و تير چراغ برق و موانع مختلف از ديد كلان! هاي محترم اين بازي خلاف محسوب نمي شود. تازه بعد از اين با عجز و التماس نيروهاي پليس را وادار تعقيب خود كرديد، فرار از صحنه كمي از آب خوردن ساده تر است.به محض شروع تعقيب و گريز كافي است به اندازه دو ماشين از آنها فاصله بگيريد تا بلافاصله كم آورده و دست از تعقيب شما بردارند. قضيه وقتي كمدي تر مي شود كه شما درست رو بروي آنها هستيد و در جمع تعقيب كنندگان هلي كوپتر يا همان چرخبال هم حضور دارد. اين كه چطور هلي كوپتر بالاي سر شما هم زمان با ماشين هاي تعقيب كننده دچار كور رنگي شده و با يكي دو سبقت شما را گم مي كنند از عجايب روزگار است. در ابتداي بازي كه ماشين هاي شما ضعيف تر و قديمي تر هستند اين تعقيب گريز ها مختصري هيجان دارند. اما با تصاحب ماشين هاي جديد و متنوع اسپرت، ركورد شما براي فرار از پليس به سه سوت در ثانيه خواهيد رسيد. به هر حال با توجه به درجه سختي مرحله اي كه انجام داده ايد ويا تعداد پليس هاي ناكام مانده در تعقيب شما، پاداشتان اتومبيل هاي جديدي خواهد بود كه براي خراب كاري هاي بعدي از آنها استفاده مي كنيد و معمولاً از ليست گاراژتان اضافه مي شوند. علاوه بر اين پول هم دريافت مي كنيد كه به درد ارتقاء ماشين و بالا بردن دقت اسلحه و خريد مهمات براي جنگ هاي مسلحانه مي خورد.پول Ray براي Zhou هيچ جذابيتي نداشته و توجه او را جلب نمي كند. پس با خيال راحت مي توانيد آن را خرج كنيد. و تهش را دربياوريد. اما واقيت اين است كه اين پول صرف خريد ماشين جديد نمي شود و Upgrade كردن ها عملاً كارايي چنداني ندارند چنداني ندارند. با ارتقاء قسمت هاي مختلف ماشينها تغيير مهمي در عملكرد آنها ايجاد نمي شود و در جاده، ماشينهاي سنگين و بزرگ با ماشينهاي اسپرت و موتور سيكلت ها تفاوت خيلي زيادي ندارند. علاوه بر اين حتي اگر بتوانيد وسيله خود را درست و حسابي تقويت كنيد هم انگيزه جنداني براي خريد تقويت كننده نيرو يا تجهيزات ديگر نخواهيد داشت. چون حتي با ضعيف ترين ماشين هاي موجود نيز اغلب مراحل به سادگي قابل اتمام بوده و معمولاً نيازي به سرعت و قدرت بيشتر حس نمي شود.
قرار نيست همه ي ماشين را پشت فرمان بگذرانيد. هر زمان اراده كنيد مي توانيد از ماشين خودتان پياده شويد يا با استفاده از اسلحه هايتان تير اندازي كنيد. سيستم قفل شدن روي هدف نيز براي راحتي بيشتر كار با PSP در نظر گرفته شده است. اما اين جا هم با مشكل روبرو هستيد و تيرهاي اسلحه هاي شما كمي تا قسمتي بي بخار تشريف دارند. براي از پا در آوردن يك دشمن در فاصله دو سه قدمي با اسلحه اي مثل Uzi و Ak_47 شايد مجبور شويد بيش از 30 تير شليك كنيد. اين ضعف در بازي بيشتر به چشم مي خورد كه در حال دفاع در برابر حمله دشمناني هستيد از پشت ماشين ها به شما نزديك مي شوند و مجبوريد چهار يا پنج خشاب را صرف يكي دو نفر كنيد و آنها هم به هيچ وجه خيال زخمي شدن ندارند. كار وقتي سخت تر مي شود كه قرار است در يك ماموريت از ماشين پياده شويد و دشمنان را از پاي در آوريد و مهماتتان نيز محدود باشد اين ويژگي بيشتر از اينكه بازي را جذاب كند وقت و اعصاب بازيكن را به باد خواهد داد. با پايان داستان و ماموريت اصلي بازي كه حدود شش قسمت را شامل شده و حداكثر 6 ساعت وقت شما خواهد گرفت، مي توانيد بازي را با انجام ماموريت هاي جانبي مختلف در گوشه و كنار شهر دنبال كنيد. اين ماموريت ها اكثراً شامل رساندن محموله هاي مختلف و مواد منفجره است. با انجام اين ماوريت ها به شما مقدار زيادي پول داده مي شود كه بزرگترين مشكل پيدا كردن راهي براي خرج كردن آن است و در نتيجه پس از مدتي ديگر انجام اين ماموريت ها نيز جذابيت نخواهد داشت.
يكي از نكات جالب بازي كه اصلاً هم تكراري نيست و هيچ ربطي هم به GTA ندارد! جمع آوري و تكميل ستاره ها از گوشه و كنار نقشه است كه بالاي پيچ ها يا در نقاط كور مخفي شده اند. با عبور اتومبيل از روي اين ستاره ها به صورت تصادفي جوايزي آزاد خوامند شد كه شامل دسته كليد، تي شرت، رنگهاي مختلف بدنه و موارد ديگر است كه براي استفاده از هيچ كدام از آنها نيز لزومي حس نخواهيد كرد. چون تاثير محسوسي بر كاراكتر شما مي گذارند نه بر جريان بازي. مثلاً اگر لباس خاصي را انتخاب كنيد، Ray و Slink در جريان بازي از آن استفاده نخواهند كرد. شايد بهترين كاربرد اين بخش كارت بازي Multiplayer و تبادل آنها بين بازيكنها براي تكميل كلكسيون شان باشد.
اگر همه ي اين اشكالات را تحمل كنيد مي رسيم به ضربه آخر بازي به اعصابتان، چه در بخش داستاني و ماموريت هاي اصلي، چه ماموريت هاي جانبي و چه قسمت Multiplayer با Load هاي سنگين و طولاني رو برو مي شويد، آن هم براي بازي اي كه هيچ شاهكاري در زمينه گرافيك عرضه نكرده است. حتي براي تكرار مراحل هم با يك Load كامل روبرو مي شويد كه اصلاً عاقلانه و منطقي به نظر نمي رسد.وقتي مي بينيد تغيير شكل ماشينها در اثر ضربه يا ازدحام مزدم در پياده رو و يا ماشين ها در خيابان راضي كننده نيست و توان گرافيكي PSP به كار گرفته نشده، اين زمان هاي طولاني Load بيشتر توي ذوق بازيكن مي زند.
در بخش صدا ديالوگ ها خوب و قابل قبول هستند و Soundtrack ها هم نمره قبولي مي گيرند.با موسيقي هايي از David Bowie ،Blondie و Iggy Pop ضبط ماشين ها هنگام رانندگي در سطح شهر خامش نخواهند شد. اما صداي بازي نااميد كننده اند. مانند صداي تيراندازي ها و ماشين ها كه اگر چشمتان را ببنديد و فقط به صدا گوش بدهيد بعيد است بتوانيد ماهيت آنها را تشخيص بدهيد.
در كل اين بازي يك شكست به حساب مي آيد. هوش مصنوعي ضعيف پليس ها،داستان بسيار كوتاه، جمع آوري كلكسيون هاي بدردنخور، بخش پياده وخسته كننده و ضعيف، افكت هاي صوتي بد و غير حرفه اي با Load طولاني. مطمئن باشيد PSP بازي هاي بسيار بهتري در اين سبك دارد.
خوب حالا لابد بايد بنويسيم ببخشيد كه وقتان را با اين بررسي تلف كردم. اما اتفاقاً بررسي اين بازي با توجه به اين همه نواقص انتخاب شد. يك گيمر حرفه اي قرار نيست سراغ بهترين ها برود. در سال يكي دو بازي هست همه بازي مي كنند، يكي دو فيلم است كه همه مي بينند، يكي دو آهنگ است كه همه مي شنوند. اما بقيه را حرفه اي هاي هر رشته دنبال مي كنند.واقيت اين است كه پيروي از سبك GTA و استفاده از ويژگي هاي آن در بازي هاي مختلف مثل گلدكوئست تبديل به يك بيماري همه گير بين سازندگان بازي شده. پس بد نيست نمونه هاي نا موفق را هم بررسي كنيم تا تفاوتها مشخص شوند.بازي GTA ،بازي محبوب من نيست و اتفاقاً ايرادهاي زيادي هم به آن دارم. اما ديدن و مقايسه چنين بازي هايي آدم دلش براي تكرار چند باره مرحله هاي آن واقعاً تنگ مي شود. اما واقعاً حيف از نام Driver. ياد هم است روزگاري همه بازي هاي سبك رانندگي مي خواستند اداي اين نام را در بياورند. روزگار غريبي است نازنين!!!

در اين پست در مورد بازي اي صحبت مي كنيم كه به طرفداران نقش آفريني آنلاین توصيه مي كنيم مخصوصاً به كساني كه از بازي World of Warcraft خسته شده اند و به دنبال بازي جديدي مي گردند و نام اين بازي Shadow of Angmar:The Lord of the rings Online است.
نگاه كلي:
هدر دادن سوژه نابي مانند ارباب حلقه ها كمترين تعريفي است كه مي توان از اين بازي كرد.
سبك: نقش آفريني آنلاين
سيستم: PC
سازنده:Turbine
ناشر: Midway/Turbine
توضيحات:
Word of Warcraft اين اولين نامي است كه پس از شنيدن كلمه نقش آفريني آنلاين به ذهن بازيكن ها مي رسد.همه مي دانند Wow ارباب اين سبك است و تا به حال هيچ بازي اي نتوانسته حتي تهديدي براي اين شاهكار Blizzard به حساب بيايد.اما در سال 2005 شركت Turbine اعلام كرد امتياز ساخت يك بازي آنلاين از روي داستان كتاب ارباب حلقه ها را خريده است. همين خبر باعث شد با توجه به قابليت ها و محبوبيت داستان علاقه مندان در انتظار يك بازي مهيج باشند.بالاخره در ابتداي ارديبهشت امسال نسخه كامل اين بازي روانه بازار شد و در همان روزهاي اول فروش عجيبي كرد.
داستان بازي مربوط به كتاب هاي هابيت و ارباب حلقه ها است.اما در بعضي موارد فراتر از آن هم مي رود.بر خلاف اكثر MMOG ها اين بازي داستان مشخصي دارد و شما در يك دنياي وسيع بدون هدف پرسه نمي زنيد.در عين حال روش دنبال كردن داستان كاملا در اختيار بازيكن قرار دارد. به طوري كه انجام Quest هاي(ماموريت) مختلف داستان بازي را كم كم پيش مي برد. نكته جالب اين كه در بعضي مراحل شما با شخصيت هاي واقعي كتاب از جمله چند تن از ياران حلقه ملاقات مي كنيد.
Shadow of Angmar در واقع قسمت اول يك سري پنج گانه است ودر آن فقط مناطق شمالي سرزمين ميانه قابل بازي كردن هستند. چهار بازي بعدي كه به صورت Expansion pack منتشر خواهد شد به ترتيب مناطق Rhovanion، Rohan ، Gondor و Mondor را باز خواهند كرد.
اگر بخواهيم بر اساس جزئيات و Texture اشياء موجود در بازي، در مورد گرافيك نظر بدهيم، بدون شك آن را بهترين گرافيك در بازي هاي MMO خواهيم شناخت. اجسام فوق العاده كار شده اند Effect هاي آب اين بازي يكي از اين بهترين ها در چند وقت است. اما گرافيك ايراداتي هم دارد: در مقياس بزرگتر و در مورد Texture هاي به كار رفته در اجسام بزرگ، گرافيك چنگي به دل نمي زند و بعد از مدتي تكراري مي شود.ضمناً بايد در نظر گرفت كه دنياي lotro به مراتب كوچكتر از دنياي بازي اي چون Word of Warcraft است به طوري كه مي توان طول آن را در عرض 15 قيقه طي كرد در نتيجه كار تيم گرافيكي اين بازي بسيار ساده تر از كار تيم WoW بوده است.
صدا گذاري بازي خيلي خوب است.قطعات موسيقي عالي هستند و حس نوستالژيك فيلم ارباب حلقه ها را زنده مي كند در ضمن موسيقي كاملاً پويا است و بسته به موقعيت ريتم خود را عوض مي كند.صداي شخصيت ها هم قابل قبول است و كمتر شاهد شاهد يك ديالوگ هستيم. نكته بسيار جالبدر مورد موسيقي بازي وجود قسمتي است كه در آن مي توانيد سازي را انتخاب كرده و نواختن را بياموزيد. مثلاً مي توانيد در ساز فلوت ماهر شويد و در شهر يك كنسرت برگزار كنيد كه در آن بقيه بازيكنان هم شركت مي كنند. احتمالاً براي كنسرت بليت فروشي هم خواهيد كرد!
و اما Game play بازي Shadow of Angmar فرمول جديدي را در بازي هاي آنلاين ارائه نمي كند. اما با همان سيستم Quest/Level up بازيكن را راضي نگه مي دارد. Questها نيز اكثراً از نوع برو به X ، با y صحبت كن و Z را بكش هستند. اما به گونه اي طراحي شده اند مثل قطعات پازل داستان بازي را مي سازند.البته بعضي از ماموريت هاي نژاد هابيت بسيار جالب هستند مثلاً بايد سفارش غذاي افراد مختلف را بدون اين كه ديگر هابيت هاي گرسنه متوجه شوند به آنها برسانيد.
يكي از بزرگترين ايراد هاي lotro محدوديت در ساخت كاراكتر هاي مختلف است.فقط 4 نژاد براي انتخاب وجود دارند كه عبارتند از:انسان ها ، الف ها ، كوتوله ها و هابيت ها.كلاس هاي قابل انتخاب هم Burglar، Guardian ، Captain ، Champion ، Hunter ، Lore_Master و Minister هستند.
Burglar ها نقش Rogue در ديگر بازي هاي RPG را بازي مي كنند: دزدي،باز كردن قفل ها و مخفيانه حركت كردن از كارهايي است كه يك Burglar انجام مي دهد.
كلاس Champion در واقع همان Fighter است. كلاسي كه براي انجام بازي به صورت sole (تك نقره) پيشنهاد مي شود.
Hunter با استفاده از تير و كمان و تله هاي مرگبار دشمنان را از پاي در مي آورد.
Captain در رهبري گروه ماهرند و Guardian ها در استفاده از زره و سپر هاي سنگين.
با اينكه در بازي از جادو و Mona خبري نيست. اما Minister و Lore _Master را مي توان نوعي Wizard هاي اين بازي به شمار آوردبه طوري كه Minister ها در درمان و روحيه دادن به هم تيمي ها و Lore _Master ها در استفاده از قدرت طبيعت ماهرند.
هنگام ساخت يك كاراكتر مي توان از بين حرفه پيش فرض يكي را انتخاب كرد. هر حرفه شامل سه مهارت است. حرفه ها طوري طراحي شده اند كه شامل دو مهارت كامل كننده يكديگر هستند (مثل مزرعه و اشپزي) و سومي نياز به يك مهارت دارد. اين ترفند شركت Turbine به صورت غير مستقيم به بازي گروهي تاكيد مي كند.
يكي از مهمترين بخش هاي بازي MMO، قسمت PvP است. همانطور كه حتماً متوجه شده ايد در اين بازي فقط از نژاد هاي به اصطلاح خوب قابل انتخاب هستند و Orc ها و Goblin ها توسط هوش مصنوعي كنترل مي شوند به همين دليل نمي توان انتظار داشت كه مثل World of Warcraft دو جبهه دائماً در حال مبارزه باشند.
در نتيجه بخش PvP آن طور كه عادت كرده ايم نيست.وقتي كاراكتري Level 10 مي شود، مي تواند براي خود يك حيوان دست آموز انتخاب كند كه از ابتدا level 50 است. هرچند كه اين حيوان در مناطق محدودي مي تواند با حيوانات ديگر بازيكنان بازي مبارزه كند و حتي Quest انجام دهد.
حذف سبك PvP رايج در بازي هاي آنلاين توسط Turbine تصميم عجيبي بود.اما شايد قضاوت در مورد اين انتخاب هنوز زود باشد. Game play اين بازي در حد متوسط رو به بالاست.اما معمولا بازي هاي آنلاين با Community خود شناخته مي شوند و تا به حال بازيكنان lotro از محيط بازي رضايت داشته اند .بايد صبر كرد و ديد آيا اين بازي مي تواند در دراز مدت طرفداران خود را حفظ كند يا نه.
در كل مي توان گفت The Lord of the rings Online سعي كرده كه بازي آنلاين را از سايه WoW در بياورد و تا حدودي هم موفق شده است. بازي همه عناصر ماندگاري را در خود دارد و در اكثر سايت ها نمره 8 از 10 يا بالاتر گرفته است. در ضمن نبايد محبوبیت سري ارباب حلقه ها را در بين بازيكنان فراموش كرد.
با توجه به مطالب فوق انتخاب با شما مي باشد زيرا فقط ما اطلاعاتي در مورد اين بازي ها در اختيار شما قرار مي دهيم باشد كه دوباره به ما سر بزنيد.

KillZone محصول سونی برای رقابت با Halo مایکروسافت حالا به مرحله ای رسیده که تماشاگران تریلرهای جدید آن، گرافیک بازی را باور نکردنی توصیف کردند.
در حال حاظر بیش از 120 کمپانی بازیساز در هلند همزمان روی Killzone پلی استیشن 3 کار میکنند و بازی به 20 زبان مختلف ترجمه شده.گذشته از آن 40 میلیون دلار بودجه برای بازی در نظر گرفته شده که برابر است با یک پروژه کوچک سینمایی هالیوود و پرهزینه ترین محصول مالتی مدیا در تاریخ هلند. الان مطالب، عکس و ویدئوهایی از بازی برای دانلود در اینترنت وجود دارد.
Killzone 2 نامی است که تا این لحظه به طور رسمی برای بازی در نظر گرفته شده.
در E3 2005 تریلری از این بازی به نمایش درآمد که به عقیده کارشناسان از پیش رندر شده بود و حتی پلی استیشن 3 توانایی رندر بازی را به آن صورت ندارد. رئیس بخش برتانیایی سونی، پیل هریسون گفت که در تریلر کمی زیاده روی صورت گرفته ولی قول داد تا پایان کامل کار ساخت بازی، سطح گرافیک آن به حد انتظار مردم برسد. با عملی شدن شدن این وعده ها، رقابت بین سونی و مایکروسافت به مرحله جدید کشیده خواهد شد و سونی یکی از وعده هایش را عملی خواهد کرد.



